تبليغاتX
می دونی باتو ...
می دونی باتو ...
*~*~~*~*

 

اتل متل جدائی عروسکم کجایی؟

گاو حسن پریشون یه دل دارم پر از خون عشقم

 رفته هندستون خونم شده قبرستون

 یه عشق دیگه بردار یه دنیا غصه بردار

اسمشو بذار بچگی تا آخر زندگی

 آچین و واچین تموم شد

 عمر منم حروم شد !!

همین...

 

یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟

 سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟

برایش صادقانه می نویسم

 برای آنکه باید باشد

و نیست...

 



| *| نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 0:18 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

 

چند تا دوسم داري ؟

 همیشه وقتی یکی ازم می پرسید

 چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم...

  ولی وقتی تو ازم پرسیدی

چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!!

میدونی چرا ؟

چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم

 دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین

چیزای دنیا همیشه یکین ؟

ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ...

خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ...

تو هم یکی هستی ...

وسعت عشق من به تو هم یکیه ...

پس اینو بدون

 از الان و تا همیشه یکی دوستت دارم 



| *| نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387 و ساعت 18:54 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

  

اگر هنوز شب های بارونی یادت مونده باشه

 برات قصه می گم،نمی دونم شب های

بی ستاره رو به یاد داری یا نه؟

اما می خوام برات لالایی بگم

می خوام اینقدر بگم،بنویسم،بخوونم

 تا بالاخره بگی دوستم داری،

فاصله بین ما رنگین کمانی است

هفت رنگ.تو شب ها زود می خوابی

بدون لالایی،من شب ها دیر می خوابم

 با اشک های مهتابی،تو روزها می گی ومی خندی...

من روزها می گریم ومی نویسم.

یادته یادته چقدر برات نوشتم توفقط مال منی،

یادته بهت گفته بودم:وجودم برای تو؟

یادته چقدر برات نامه نوشتم؟

نگو نگو که یادت نمی یاد.تو خودت بودی

 که می گفتی،شبهای بی انتهای عشق را نباید

 فراموش کنی نباید بری ومن رئ برای همیشه

 فراموش کنی؟قصه بگم یا نگم؟

برام نمی خوونی!بگم یا نگم دوستت دارم،

برام نمی مونی،بگم دلم برای تو،

فدای تو،دوستم نداری،اما این بار نوشتم که بگم

 چشمهایم برای تو...

 

 



| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 و ساعت 2:48 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

 

تمام زندگيم را دلتنگی پر کرده است

دلتنگی از کسی که دوستش داشتم

 و عميق ترين درد ها و رنجهای

 عالم را در رگهايم جاری کرد !

درد هايی که کابوس شبها

 و حقيقت روزهايم شد٬

 دوری از تو حسرتی عميق

 به قلبم آويخت و پوست تن کودک

 عشقم را با تاولهای دردناک

داغ ستم پوشاند . 

 دلتنگی برای کسی که فرصت

اندکی برای خواستنش ٬

 برای داشتنش داشتم.   

دلتنگی از مرزهايی که دورم کشيدند

 و مرا وادار کردند

به دست خويش از کساني که

 دوستشان دارم کنده شوم .



| *| نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387 و ساعت 2:16 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

 

 وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار

کسي رو که خيلي دوست داره.

 وقتي نااميد شدي به ياد بيار

 کسي رو که تنها اميدش تويي.

وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار

 کسي رو که به صدات محتاجه.

 وقتي دلت خواست از غصه بشکنه

 به ياد بيار کسي رو که توي دلت

يه کلبه ساخته.

 وقتي چشمات تهي از تصويرم شد

 به ياد بيار کسي رو که حتي توي

 عکسش بهت لبخند ميزنه.

وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد

بيار کسي رو که دستاي ظريفش

 لاي انگشتات گم ميشد.

 وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار

کسي رو که هق هق گريش
 
 اونها رو مي لرزوند...!


| *| نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387 و ساعت 2:57 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

 

 
 
ای کاش...
 
کاش در کنارم بودی ،
 
 کاش میتوانستم تو را
 
 در آغوشم بگیرم و نوازش کنم....
 
باورم نمیشود که از
 
 من اینهمه دور هستی
 
و فاصله بین من و تو بیداد میکند
  
کاش می توانستم دستانت را بگیرم و
 
 با تو به اوج خوشبختی بروم 
 
کاش میتوانستم بوسه ای بر
 
گونه مهربانت بزنم
 
ای کاش ، کاش ، کاش
  
دلم بدجور هوای تو را کرده 
عزیزم
 
دلم بدجور در حسرت دیدار تو هست
 
ای بهترینم....
 
باورم نمیشود ، این همه فاصله در
 
 بین من و تو  غوغا میکند
 و دریای غم و دلتنگی در قلبهایمان
 
طوفان به پا میکند ، امواج تنهایی مثل  
 
خنجر در قلبهایمان مینشیند .... 
 
و ای کاش در کنارم بودی
 
 کاش بودی و دلم
 
 را از امید و آرزوهای انباشته شده
 
خالی میکردی....
  
باورم نمیشدسخت است باور کردنش
 
 با نبودنت در کنارم گویا
  
در این دنیا تنهای تنهایم
 
بی کس بی نفس
 
 میروم با همان پاهای خسته در
 
جاده ای که به آن سوی
 
غروب خورشید ختم شده است
 
 کاش که تو در کنارم بودی آنگاه دیگر
 
هیچ آرزویی از خدای خویش نداشتم
 
سخت است
 
ولی باید نشست در گوشه ای
 
 و گریست و انتظار کشید
 
تا تو به سوی من بیایی...

و ای کاش تو در کنارم بودی ،

باورم نمیشود

رفته ای و بار سفر را بسته ای ، دلم 
 
 بدجور برای تو تنگ است 

باورم نمیشود که رفته ای! 



| *| نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387 و ساعت 18:13 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

 

 از وقتی که رفتی! 

 

روزی صد بار با هم خداحافظی کردیم اما افسوس

 معنای خداحافظی را زمانی فهمیدم که تو را به خدا سپردم!

هر شب حضورت را در کلبه خیال خویش می آورم،

 وجودت را با تمام هستی باقیمانده در نهانخانه قلبم نهان

 می کنم ، چشم هایم را باز نمی کنم تا شاید بتوانم تصویرت

 را بر روی پلک های بسته ام حک کنم ،

اما باز هم جای تو خالی است... .

من آمده ام! اینجا ، کنار دلواپسی های شبانه ات،‌

 کنار شعله ور شدن شمع وجودت ،

اما نمی دانم چرا دلم آرام نمی گیرد...

یک دنیا حرف برای تو دارم ، یک دنیا پر از حرفهای نگفته،

 یک دنیا پر از بغض های نشکفته. با منی ،

هر جا و اینک آمده ام تا مثل همیشه سنگ صبور روزهای

دلتنگی ام باشی!

وقتی تو نیستی ؛ رنگ دریا را دوست ندارم،

شب به پایان می رسد ، شب را نیز دوست ندارم؛‌

از لا به لای مریم های خفته با فانوسی کم سو

 راهی به سویت

 می جویمو تو نیستی، نیستی تا ببینی که چقدر امشب

 آسمان زیباتر است اما این آسمان را نیز دوست ندارم.

هميشه کسي رو انتخاب کن که اونقدر قلبش بزرگ باشه که

 نخواهي براي اينکه تو قلبش جا بگيري خودت رو

 کوچک نکني



| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 و ساعت 17:37 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

       

اَگه بي وفـا بشي ،رفيق نيمه راه بشي ،

با کـَسي آشنا بشي ،ميميرم

اَگه منو جا بذاري ،رو دلم پا بذاري ،بري

 تـَکو تنها بذاري ،ميميرم

تو منو خار نکـُن ،منو بيمار نکـُن ،عاشق

 ديوونهَ تو اينهمه آزار نکـُن

گِله بسيار نکـُن ،شَبَمو تار نکـُن ،

جملهء مي خوام بـِرَم روديگه تکرار نکـُن

اَگه بي وفا بشي ،رفيق نيمه راه بشي ،

با کـَسي آشنا بشي ،ميميرم

اَگه منو جا بذاري ،رو دلم پا بذاري ،

بري تـَکو تنها بذاري ،ميميرم

Image and video hosting by TinyPic گفتم نرو پرپر میشمImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتی: میخوام رها باشمImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتم: آخه عاشق شدمImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتی:میخوام تنها باشمImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتم: دلمImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتی: بسوزImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: یه عمری باز هنوزImage and video hosting by TinyPic
 
گفتم: پس عمرم چی میشه Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: هدر شد شب و روزImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتم: آخه داغون میشم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: به من خوش میگذرهImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتم: بیا چشمام توییImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: آخر کی میخرهImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتم: منو جنس میبینی Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: آره بی قیمتیImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتم: یه روز کسی بودم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic با من نکن بی حرمتیImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتم: صدام میمیره باز Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتی: با درد بسوز بساز Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتم : حالا که پیر شدمImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتی: که از تو سیر شدم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتم: تمنا میکنمImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتی: میخوام خردت کنم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتم: بیا بشکن تنوImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتی: فراموش کن منو Image and video hosting by TinyPic

 



| *| نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 و ساعت 1:55 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

 

زندگي همچون کلافي پيچ در پيچ است که اولش پيچ است

 وآخرش هيچ است...

پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام

وجود داد بزنم به خاطر تو... گفتم به خاطر هیچ کس پرسید :

پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست داد بزنم

 به خاطر دل تو... گفتم بخاطر هیچ چیز پرسیدم :

 تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک توی چشماش جمع

 شده بود گفت:بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست

هميشه به من مي گفت زندگي وحشتناک است ولي يادش

 رفته بود که به من مي گفت تو زندگي من هستي روزي

 از روزها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت

 به اندازه خورشيد در اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم

 که هوا باراني بود و خورشيدي در اسمان معلوم نبود شبي

 از شبها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت

 به اندازه ستاره هاي اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم

که هوا ابري بود وستاره اي در اسمان نبود خواستم براي از

 دست دادنش قطره اي اشک بريزم ولي حيف تمام اشکهايم

را براي بدست اوردنش از دست داده بودم

 سرکلاس دو خط سياه موازي روي تخته کشيد!!
 
 خط اولي به دومي گفت ما مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم ..!!
 
 دومي قلبش تپيد و لرزان گفت : بهترين زندگي!!!
 
 در همان زمان معلم بلند فرياد زد : " دو خط موازي هيچگاه به هم
 
 نمي رسند" و بچه ها هم تکرار کردند: ....دو خط موازي
 
 هيچگاه به هم نمي رسند مگر آنکه يکي از آن دو براي
 
 رسيدن به ديگري خود را بشکند !!
 
 
درشهرعشق قدم ميزدم گذرم افتادبه قبرستان عاشقان
 
خيلي تعجب کردم تاچشم کارمي کردقبربودپيش خودم گفتم
 
يعني اين قدرقلب شکسته وجودداره؟يکدفعه متوجه قلبي شدم
 
 که تازه خاک شده بودجلورفتم برگهاي روي قبرراکنارزدم
 
 که براش دعاکنم واي چي ميديدم باورم نميشه اون قلبه
 
همون کسيه که چندساله پيش دله منو شکسته بود


| *| نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 و ساعت 1:21 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

 
 
من عشق را در تو تو را در دل دل را موقع تپيدن
 و تپيدن را به خاطر تو دوست دارم
 
 
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري
 
وجود تو به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري
 
 تو من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري
 
 خوشبختي تو من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم
 
 يكي تو وديگري برای با تو موندن تا همیشه دوستت دارم.
 
 

شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چست؟ "

استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر
 
 خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور
 
 از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به
 
 عقب برگردی تا خوشه ای بچينی!
 
 
يك دو سه چار...را شمردم تك تك

آهسته به دنبال تو رفتم با شك

وقتي كه بزرگتر شدم فهميدم:

تمرين جدايي است قايم باشك
 
                                              

ديروز که فرياد زدی دوستت دارم...
 
  گفتم بلندتر نمی شنوم...
 
 امروز که دره گوشم گفتی ديگه دوستت ندارم ...
 
 گفتم آرام بگو بقيه می شنوند



| *| نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 و ساعت 16:10 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

 
 
اگه از بوي گلي خوشت نيومد تو رو خدا شاخه هاشو نشکون....
 
 
 
عشق نمی پرسه تو کی هستی؟ فقط ميگه: تو ماله منی .
 
 عشق نمی پرسه اهل کجايی؟ فقط ميگه:توی قلب من زندگی می کنی .
 
عشق نمی پرسه چه کار مي کنی؟ فقط ميگه:
 
 باعث می شی قلب من به ضربان بيفته .
 
 عشق نمی پرسه چرا دورهستی؟ فقط ميگه:
 
هميشه با منی. عشق نمي پرسه دوستم داری؟
 
 فقط ميگه: دوستت دارم
 

 

 کاش میدانستی که درون قلبم خانه ای داری

تو که همیشه آنرا با شفق می شویم و با آن

 میگویم که تویی مونس شبهای دلم کاش میدانستی

 باغ غمگین دلم بی تو تنها شده است و گل غم

به دلم وا شده است کاش میدانستی که درون

 قلبم با تبشهای عشق هم صدا هستی تو .

کاش میدانستی که وجود تو و گرمای صدایت به

 من خسته و آشفته حال زندگی می بخشد

 کاش میدانستی....... کاش می دانستی.........

کي بايد در سرزمين عشاق سر به زير باشم و

چشمهاي خيسم را از ديگران پنهان کنم؟ تا کي

 بايد بگويم که عاشقم ، ولي يک عاشق تنها ،

عاشقي که معشوقش در کنارش نيست! تا کي

 بايد به انتظارت زير باران بنشينم و همراه با آسمان

 بنالم و ببارم.... و تا کي بايد با دستهاي خالي ،

با آغوش سرد ، با دلي خالي از آرزو و اميد ،

با چشماني خيس و شاکي زندگي کنم؟ آري

تا کي بايد تنها صداي مهربان تو را بشنوم ولي

 در کنار تو نباشم عزيزم! تاکي

 



| *| نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 و ساعت 16:40 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

 

سعي کن تنها باشي: زيرا تنها به دنيا آمده اي و تنها از

دنيا خواهي رفت. بگذار عظمت عشق را درک نکني:

زيرا آنقدر عظيم است که تو را نابود خواهد کرد.

 بگذار خانه ي عشقت خالي از وجود باشد: زيرا

اگر عشقي در آن منزل کند به ويرانه هاي آن هم

 رحم نخواهد کرد. اما اگر عاشق شدي، سعي کن

 تنها يک نفر را دوست داشته باشي. سعي کن

عشقي که داري عشق پاک باشد، به خنده ي او

بخند و به گريه ي او گريه کن و تنها براي عشق خود

 قدم بردار

 

                                          

  بگذار بي ادعا اقرار کنم... که دلم برايت تنگ مي شود...

وقتي نبستي... دلتنگي هايم را قاب مي کنم... لحظه

لحظه غروبي که دلتنگ تو... و چشمان قشنگت مي شود

قاب مي کنم... تا وقتي آمدي نشانت دهم... شايد ديگر

 تنهايم نگذاري



| *| نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387 و ساعت 1:30 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

از غصه نمی میرم تا پای تو در کار است                               

ا گه يه روز ديدي که وقتي داري رد مي شي بر مي گرده و نگات مي کنه

بدون براش مهمي

اگه يه روز ديدي که وقتي داري ميوفتي بر مي گرده و با عجله مي ياد سمتت

بدون براش عزيزي

اگه يه روز ديدي وقتي داري مي خندي بر مي گرده و نگات مي کنه

 بدون واسش قشنگي

اگه يه روز ديدي وقتي داري گريه مي کني بر مي گرده و مياد باهات اشک مي ريزه

بدون دوستت داره

اگه يه روز ديدي وقتي داري با يکي ديگه حرف مي زني ترکت مي کنه

بدون عاشقته

اگه يه روز ديدي وقتي داري ترکش مي کني برات فقط سکوت مي کنه

 بدون ديوونت

اگه يه روز ديدي که ازنبودنت داغون شده

 بدون براش همه چي بودي

اگه يه روز ديدي که يه روز از بي تو بودن مي ناله

بدون بدونه تو مي ميره

اگه يه روز ديدي که بعد رفتنت لباس سفيد پوشيده

بدون بدون تو مرده

اگه يه روز ديديش که يه گوشه افتاده و يه پارچه سفيد روش کشيدن

بدون واسه خاطر تو مرده...

                     



| *| نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 و ساعت 17:57 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

 

همیشه وقتی کتابی رومیخونی با اینکه

 خیلی دوسش داری ولی کنارش میذاری

هیچ وقت خودتو واسه ی کسی که

دوسش داری تند تند ورق نزن...

قلبم رو در روشنایی امروز تقدیمت میکنم

تا در تاریکی فردا فراموشم نکنی

نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت

تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی

روزی که دلم پیش دلت بود گرو

دستان مرا سخت فشردی که نرو

روزی که دلت به دیگری مایل شد

کفشان مرا جفت نمودی که برو



| *| نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 و ساعت 12:53 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

 

 

 

همون قدر که ستاره هست اگر ماه بود بازم آسمون بی تو سیاه بود

 

اگه دنیا رو فراموش کنم اگه دوستامو فراموش کنم اگه خانوادمو

فراموش کنم پول اس ام اسی که به تو دادمو فراموش نمیکنم

 

اگه یه روز باهم رفتیم بیرون برای من یه لب .... لب..... لب.....

یه لبو می خری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

غروب که شد آفتابگردون تو آسمون دنبال خورشید می گشت که ستاره ای

بهش چشمک زد آفتابگردون سرش را انداخت پایین آره گل ها هرگز خیانت نمی کنند

 

اگه دیدی یکی محکم بهت لگد زد ناراحت نشو آخه تو خیلی توپی

 

اس ام اس مخصوص نیمه شب : سلام اس ام اس زدم بگم نماز یادت نره ۴

ساعت دیگه باید بیدار شی

 

 



| *| نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت 16:23 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

 

هر وقت دل تنگت میشم میام پشت در قلبت هی در

می زنم پس هر  وقت که قلبت می زنه بدون دلم برات تنگ شده  

 

قلبمو بهت هدیه می دم مواظبش باش نه به خاطر اینکه

قلب منه به خاطر اینکه تو توش هستی  

 

زمستان دوباره میاد بهار دوباره تکرار میشه اما تو هیچ

وقت تکراری نمی شی چون خدا یه اشتباه رو دو بار تکرار نمی کنه

 

می گفتی که دوستم داری به تعداد قطره های بارونی که

روی صورتت می ریزن و من نیز دوستت دارم بدون توجه به چتری

که روی صورتت گرفتی

 

همیشه غمگین ترین لحظه هاتو کسی برات می سازه که

حاضری شیرین ترین لحظه هاتو بهش بدی

 



| *| نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386 و ساعت 15:2 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

                               

     sms

اگه می تونستم مجازاتت کنم ازت می خواستم به  

 اندازه ای که تو رو دوستت دارم دوستم داشته باشی

می دونی دنیا مثل تو نداره یعنی چی ؟ یعنی علم پیشرفت

کرده دیوونه ای مثل تو وجود نداره

به جای دسته گلی که فردا بر قبرم می گذاری امروز با

شاخه گلی کوچک یادم کن به جای سیل اشکی که فردا

بر مزارم  نثار می کنی امروز با تبسمی شادم کن به جای

متن های تسلیت که فردا در روزنامه ها می نویسی با پیامهای

کوچک عشق خوشحالم کن امروز به تو احتیاج دارم نه فردا

طرز نگاهت صورت ماهت چشمهای نازت منو یاد گدای سرکوچه

می اندازه

اگه بگم عاشقتم اگه بگم دیوونتم اگه بگم همه ی زندگیمی

روت زیاد میشه پس نمی گم

در کویر دلم تو تنها پمپ بنزینی هستی که بدون کارت سوخت

به من بنزین می دی

سعی کن به خاطر کسی که دوستش داری غرورت رو از

دست بدی ولی مواظب باش که به خاطر غرورت کسی رو

که دوستش داری از دست ندی   

می دونی فرق تو با روز چیه ؟ روز ۳۰ تاش باید جمع بشه

تا یه ماه بشه ولی تو همین جوری ماهی

 

 



| *| نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 و ساعت 16:57 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

                     

کارت پستال عاشقانه

چی میشد اگه دروغ تو لحظه ی ما جا نداشت

چی میشد اگه ۲رنگی هن دیگه معنا نداشت

کاش میشد واسه هوس رفاقتارو نفروخت

چی میشد صداقتو رو تن هر آینه دوخت

چرا ما آدما گاهی وقتها خیلی بد میشیم؟

واسه راه همدیگه خواستی ناخواستی شد میشیم؟

جای مرحم واسه زخم عاشقا نمک میشیم

 هر کی با ما صادقه باهاش پر از کلک میشیم؟؟

دلخوش هر کی شدیم تو زرد از آب دراومدش

وقتی دلتنگی میاد هیچ کی نمیاد به دادش

ندونستیم چرا وقتی نوبت ماست دیر میشه

حرفای خوب واسه ما زخم زبون و تیر میشه؟



| *| نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 و ساعت 18:39 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

            

نظر بده ...

ازم دوری نکن دلم میگیره

 نذار این لحظه هارو غم بگیره

 نذار این حس خوب با تو بودن

توی رویای من بره آسون بمیره...

تو که با دلتنگی من آشنایی

تو که عاشقترین عاشقایی

ازم دوری نکن منو نسوزون

نمیدونی چقدر تلخه جدایی...



| *| نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 و ساعت 1:23 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

                        

 روزي دروغ به حقيقت گفت :

 ميل داري با هم شنا کنيم ؟

 حقيقت ساده لوح پذيرفت و گول او را خورد.

آن دو با هم به كنارساحل رفتند.

حقيقت لباسش را در آورد . دروغ حيله گر

 فوراً لباسهاي او را پوشيد.

از آن روز به بعد هميش حقيقت

عريان و زشت است و دروغ

در لباس حقیقت زیبا و فریبنده

 



| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 0:38 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

                 

 

وقتي كسي نيست كه به دادت برسه پس داد نزن،

 سكوت كن،شايد از سكوتت همه بفهمن كه

 چه قدر درد و رنج توي وجودت

 انباشته شده، فرياد دردت رو دوا نميكنه،

اما سكوت شايد نتونه

 دردتو از بين ببره اما ميتونه خيلي

راحت تو را از اين دنياي مسخره نجات بده

 

اگر فکر می کنی که بعد  از  رفتنت اشک می ریزم٬

اگر فکر می کنی که با نبودنت لحظه هام  خالی می شه

اگر فکر می کنی که هر لـحـظـه دلـم برات تنگ می شه٬

اگر فکر می کنی که بی تو می میرم٬ بسیار

درست فکر کرده ای 



| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 و ساعت 2:4 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

آبی دریا قدغن  

شوق تماشا قدغن

عشق دو ماهی قدغن

با هم و تنها قدغن

برای عشق تازه اجازه بی اجازه

از تو نو شدن قدغن

گلایه کردن قدغن

عطر خوش زن قدغن

تو قدغن من قدغن

برای روز تازه اجازه بی اجازه

 

در دادگاه عشق...

قسم قلبم بود وکیلم دلم بود و حضار

جمعی از عاشقان و دل سوختگان

قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را

دوست داشتن تو اعلام کرد سپس

محکوم شدم به تنهایی و مرگ کنار

چوبه ی دار ازم خواستن تا آخرین

خواسته ام را بگویم و من گفتم به تو بگویند :

      دوستت دارم

      نظر          pcahf



| *| نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 0:9 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

 

وقتی که نگاهم به نگاهت خیره میشه

دوست دارم زمان بایسته واسه ی همیشه

چشمامون ببندیم بریم تا نه رویا

اونجایی که هیچ وقت گلی پزمرده نمیشه

هر چی غم داری از دل نازکت بگیرم

اگه گشک از چشات جاری بشه برات بمیرم

سر رو شونه هام بذاریو برات بخونم

یاد تو و اسم تو بشه ورد زبونم

مهربونم...

آرزوم بی تو محاله

  لحظه هام بی تو سواله

بی تو مقصد خیلی دوره

 راه عشقم بی عبوره

من نمیخوام تو خیالم

  بگمت عاشقت هستم

دوست دارم که راستی راستی

  حس کنم تو رو تو دستم

 



| *| نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 15:34 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

تقدیم به بهترینم

 امیدوارم همیشه بهار زندگیت رو با هم

                                 جشن بگیریم.                                  

      تولدت مبارک

من کی ام عاشق و سر گشته ی لحظه های تو

تو ترانه ها پیچیده همیشه صدای تو

آره امشب شب میلاد قشنگ یار من

شب میلاد ولی تو نیستی در کنار من

کاشکی می شد که امشب تو باشی در کنار من

جونمو هدیه کنم فقط باشی تو مال من

    تولدت مبارک ای تو به دل نشسته

با نبودنت عزیزم قامت من شکسته

وای چی می شد که امشب تو باشی در کنارم

به جای گریه کردن واست هدیه بیارم

 



| *| نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 16:43 توسط آرمیتا |
*~*~~*~*

 

کارتونی

واسه رسیدن به تو دیگه چیکار کنم

آخه چقدر خودمو جلوی تو خار کنم

آخه چند بار دیگه میخوای دلمو بشکنی

توی خوابم نمیبینم که تو مال منی

طفلی دلم چقدر نشست پای تو گریه کرد

آخر چی شد نصیبش تنها یک نگاه سرد

نذار تنها بمونم همیشه با گریه هام

تو رو خدا بیا و یه کاری بکن برام



| *| نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 16:27 توسط آرمیتا |

 

 

کمیابترین کدهای جاوا